سکوت میکنم...
میگه: به نبودن من عادت کردی؟
میگم: آره... و نمیدونی که چقدر آرومم...!
میگه: نمیخوام بعضی چیزا یادت بیاد...!
میگم: هیچوقت یادم نمی ره که تو چقدر نامرد بودی...!
میگه و میگه و میگه...!
تمام دنیایی رو که تو این روزای نبودنش ساخته بودم خراب می کنه...!
من که داشتم زندگی مو میکردم واسه چی برگشتی که چی رو ثابت کنی...
:(
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...