گاهی تو خودم فرو میرم و از همه دنیا دور میشم...
گاهی حوصله خودمو هم ندارم...
گاهی تنها همدمم که نوشتنه هم آرومم نمیکنه...
امروز دیدم که چقدر غیبتم طولانی شده...
و زندگی مثل گذشته در جریانه...
دخترک بزرگ میشه و من پیر!
بچه داری خیلی مسئولیت بزرگیه... و اینو هر روز که دخترک بزرگتر میشه بیشتر میفهمم...
دخترکم بی پدر...
و من بی کَس... تنهایی داره نابودم میکنه این روزا...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:13 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...