خوشحالم که چند نفری اینجا من و دخترکم رو فراموش نکردن...
این روزا سخت مشغول کارم...
و دخترک بزرگ میشه...
آقای دوست هم دور و برمو پر میکنه گاهی...
حجم زیاد کار تنهایی و گِله و شکایت هامو از یادم برده که ساکتم...
مرسی که هستید...
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16:10 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...