تو جواب اینکه میگه چه کار کنم منو ببخشی، میگم: منو برگردون به اون سال ها... میتونی؟
4سال 5 سال ِ پیش... میتونی؟
میگه دلش یه زندگی ِ جدید میخواد و عوض شده و میخواد واقعآ مرد ِ یه خونه باشه!
میگه اگه، اگه، اگه...! من باهاش دوباره ازدواج نکنم مجبور میشه با یه زن دیگه ازدواج کنه...
خندم میگیره...!
میگه دلش میخواد بابا باشه! واسه بچه ای که همه زحمتشو من کشیدم و الان تنها عکس العملش به باباش گریه ست!
دوست دارم مجبور شه بره ازدواج کنه با یه زن دیگه!
ه____ی خُـــدا...
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 23:21 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...