خواب دیدم وسط یه قبرستون خیلی بزرگم...
بارون میبارید...
احساس پوچی میکردم...
دستامو زیر بارون رو به آسمون گرفته بودم...
و خالی بودم... خالی از احساس، خالی از نیـــاز...
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 17:30 توسط یه زن
|
خواب دیدم وسط یه قبرستون خیلی بزرگم...
بارون میبارید...
احساس پوچی میکردم...
دستامو زیر بارون رو به آسمون گرفته بودم...
و خالی بودم... خالی از احساس، خالی از نیـــاز...