میگفت: من زنـــمُ میپــَرســـتم...
سه روزه که رفته مأموریت و یک بار زنگ زده بگه من رسیدم...!
اون وقت منُ میپرسته...
بچه شو هم میپرسته...
و من چشمام به گوشی خشک شد!
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 23:58 توسط یه زن
|
میگفت: من زنـــمُ میپــَرســـتم...
سه روزه که رفته مأموریت و یک بار زنگ زده بگه من رسیدم...!
اون وقت منُ میپرسته...
بچه شو هم میپرسته...
و من چشمام به گوشی خشک شد!