حرفایی که تو دلم مونده و بهت نزدم شده ی ِ بغض ِ خیلی گنده که هر روز به ی ِ بهانه ای میترکه...
ازت میترســم مـــَرد...
از حرف زدن بــاهــات میتـــرســـم...!
از عصـــبانیـــتت میترســـم...!
دلــم میخـــواد واســت بگـــم چی به سرم اومــد....
میخـــوام تو تنــها کَسی باشی که میــدونی چــ ِمه...
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 9:19 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...