وقتی عادلانه به زندگیم فکر میکنم میبینم من و دُکتر به انـــدازه ی هم تو تلخی های ِ زندگیمون مقصریم...
از خودگذشتی چیزی ِ که هردومون نداریم...
صدای ِ نفس هاش لالایی ِ هر شبمه...
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 21:55 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...