دست  های ِ بی جون و وَرم کردمُ رو دستاش میکِشم

با تعجب میگه: دستات چی شده؟

فقط نگاهِش میکنم...

الان یک ماه میگذره از اون روزی که با خواهرم دعوا کردم و دستمُ کوبیدم تو دیوارای سنگی ِ پارکینگ و هنوز ورم داره و درد میکنه!