میگم: من دلم برای ِ خانوادم تنگ شُده...!
میگه: خوب! که چی؟
میگم: میخوام با دختر چند روز برم پیشِشون!
میگه: نه اینکه خیلی تحویلت میگیرن! نه اینکه خیلی دوستت دارن! نه اینکه عروسیمون اومدن! ۴ ماهه زایمان کردی بهت زنگ زدن! تبریک گفتن! ذوق کردن!!!!
به من طعنه میزنه...
منُ تحقیر میکنه به خاطر چیزایی که میدونه تقصیر من نیست...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 20:12 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...