دستشُ گذاشت زیر چونم...

سرمُ گرفت بالا...

گفت به من نگاه کن!

نگاهِش کردم...

گفت ببخشید...!

بخشیدم...!

و اونقدر تو بـ/غـ/لـ / ش اشک ریختم تا خوابم بُرد...