از دیشب باهام مهربون شُده...!!!!
دخترک رو نگهداری میکنه...
نمیذاره زیاد راه برم و سرمُ تکون بدم...
حواسِش هست داروهامُ به موقع بخورم...
برام کُمپرس یَخ میذاره و دائم بخیه هامُ چک میکنه...
آب میوه و بستنی برام میاره و کنارم دراز میکشه و دستِشُ میکنه تو موهــام و میگه سعی کن بخوابی...
و من به اندازه ی تمامِ روزهایی که ناز نکردم و زنونِگی نداشتم براش ناز کردم...
حِیف که دوران نقاهَتِ جراحی های دهان فقط دو روزه...
و دائم تکرار میکنه: دو روزه اولِش سخته...! قوی باش از ۵شنبه باهم ته دیگ میخوریم!!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 21:17 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...