میگه: چند روزه احساس میکنم واقعآ دیگه الان ازدواج کردم، بچه دارم...! باید بیشتر به فکر شما و زندگیمون باشم...!
میگم: خوب الان نزدیکِ دوساله ازدواج کردیم و بچمون تو ۵ ماهه... خیلی هم دیر نیست عزیزم!
میگه: ما خیلی ساله داریم باهم زندگی میکنیم من همَش اون دوران رو با این دوران قاطی میکنم!
میخندم...!
میخنده...!
خیلی وقت بود باهم نخندیده بودیم...
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 22:52 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...