خوب یا بد، درست یا غلط، نمیدونم...

ولی من تصمیم خودمُ گرفتم...

من و دختری ۲۰ اسفند شاید برای همیشه این خونه و این زندگیِ مثلآ مشترک رو، این مَرد ِ مثلآ همسر یا پدر رو ترک میکنیم...

اگر یِ روزی خواست پدر و همسر باشه برمیگردیم و اگر نه...

دیگه هیچ احساسی ندارم که جلودارم بشه...

 گلوله ی یخی ام! سردیِ قلبمُ بدجوری لمس میکنم، حتی اگر این روزا دُکتر بهترین مرد ِ دُنیا باشه...