گاهی انقدر بچه رو تو بغلم میگیرم و کارها رو انجام میدم که دستام ورم میکنن...

مَرد خونم فقط تماشا میکنه و گاهی میگه فکر کنم باید جدا بخابیم فلانی! بچه تا صبح وَنگ وَنگ میکنه خوابم تیکه تیکه میشه...!

هِی مَرد! چه خوبه یادت بیـــاد تو هـــم پــدر این طفل معصومی...!