میگم: حرفا و مسائل کوچیک خیلی تو زندگی تأثیرگذاره...
میگه: برو بابا تو هم خُلی!
میگم: چون دلم میخواد بهتر زندگی کنیم خُلم؟
میگه: آرهُ خُلی! دیوونه ای...
میگم: ولی خیلی فرق داره وقتی میگی عزیزم تا وقتی میگی خرِ منی!
میگه: بشین تا بهت بگم...
میگم: نگو به درک! فکر کردی کی هستی... بی لیاقت!
میگه: جنیفِر لوپز هفته ای ۱۷هزار دلار به دوست پسرش حقوق میده! تو هم بده تا مَرد خوبی باشم...
میگم: هر وقت تو هم خصوصیاتِ اونُ داشتی، باشه... تو هم هیچ چیز خاصی نداری!
میگه: آره، من هیچی ندارم!
میگم: تحقیر شُدی؟ بَده نه؟ تلخه؟ پس تو هم نگو... من نه خوش تیپ و خوش هیکلم نه پولــدار...
انقد میگه و میگم تا عصبانی میشم، عصبانی میشه...
میگه: این زندگی دیگه دوزار هم نمی ارزه... دیگه دُکتر مُرد...
میگم: یعنی تموم شُد؟ سرِ هیچی؟
میگه: آره... سرِ هیچی. دیگه یِ لحظه هم باهم زندگی نمیکنیم...
میگم: باشه...! هرچی که تو بگی...
کلیدایِ خونه رو میذاره رو میز، شال و کُلاه میکنه و با وسایِلاش از خونه میزنه بیرون...
خوب! دوباره تنها شدم...
سلام بر شب هایِ بی خوابی و روزهای تنهایی...
جنیفرلوپز لعنتی!!!! زندگیِ منُ بر هم زدی!! هِه
سرم درد میکنه... تا صبح بیدار، فکر میکردم به دکتر و احساس نابی که بهش داشتم...
حیف شد... عشق و احساساتمُ میگم...
خستَم... زیاد
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...