sms میده: کِی بریم دنــبــال کارامون؟

جواب میدم: هروقت که بخوای.

میگه: من بهت اجازه میدم بچه رو پیش خودت نگه داری ولی به هیچ وجه اجازه نداری از کشور خارجش کنی...

میگم:میدونم! خودت که وقت بچه بزرگ کردن نداری! بالاخره یِ کُلفتی باید باشه دیگه...!

میگه: با یِ وکیل صحبت کردم، هیچ کار خاصی نداره... من راضی، تو راضی، کو/نِ لقِ ناراضی...

میگم: تو راضی باش اما حرف تو دهنِ من نذار...!

میگه: میخوای برات شربت خاکشیر با آبلیمو درست کنم؟

میگم: واقعآ؟

میگه: چرا ک نه!!!!

باز تفکرات ِ منُ به هم میریزه... باز فکر میکنم آیا مُمکنه بیاد خونه؟

آیا منتظرش باشم؟

آیا امشب میاد؟