خیلی وقت بود که جدا شده بودیم و همخونه بودیم...
دیگه همخونه هم نیستیم...
من و دکتر خیلی راحت از هم جدا شدیم...
متاسفانه فردای اون روز عزیزی رو از دست دادم... درگیر لباس ِ عزا هستم این روزها...
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 20:3 توسط یه زن
|
ساده بیا دستِ منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو...